برای انانی که سالهای قبل سر سفره افطار بودند و اکنون نیستند

لحظه های ناب ضیافت

مجتبی نوریان

سفره افطار ،چون تابستان گذشته برتخت کنار حوض حیاط خانه پهن است .نسیم ملایم غروب یزد در شاخ و برگ درختان چند ده ساله پیچیده و با عبور از سطح آب جوض ،هوایی خنک و مطبوع ایجاد کرده است و روزه داران و اهل خانه ،خسته از روزی پر کار ،تشنه و گرسنه در انتظار شنیدن صدای دلنشین اذان مغربند .صدای قل قل آب سماور با شر شر آب فواره حوض در هم آمیخته و بوی ریحان تازه و سوپ داغ وسط سفره ،تحمل انتظار را سخت تر کرده است .خورشید غروب میکند و نوای زیبای ((ربنا))از مسجد محل به گوش میرسد .

مادر ،چای را مهمان استکان ها میکند تا مهیای نوشیدن شود . در این هنگام اذان (الله اکبر)موذن ،مجوزی است برای افطار و (بسم الله )شروعی برای باز کردن روزه .

اهل خانه با خرما و استکانی چای ،افطار را آغاز می کنند تا بعد پیاله ای سوپ و صرف نان و پنیر ،ضیافت را به پایان برسانند .برداشتن تکه ای نان و گرفتن اولین لقمه نان و پنیر ،پسر بزرگ خانه را منقلب میکند .تبسم همیشگی از چهره اش محو می شود و لحظه ای سکوت او را فرا می گیرد . نگاه مادر به چشمان پسر دوخته می شود و می خواند آن چه در دل اوست .قطره اشکی ،احساس درون را به برون منتقل می کندو....

آری ،جای پدر در سفره افطار امسال خالی است .جای نان سنگک داغ و تازه ای که در واپسین دقایق مانده به افطار ،بر سفره می گذاشت و زمزمه های دعا و شکر خدا به خاطر همه نعمت هایش . به ناگاه سر و صدای اهل خانه نیز در سکوتی محض فرو میرود و دیدگان همه خیس می شود به اشک فراق پدر .قرائت فاتحه ای ،آرامش را به جمع باز میگرداند ........

/ 1 نظر / 22 بازدید
منتظر3

سلام[گل] طاعاتتون قبول. خدا رحمت کنه رفتگان شما را و روحشان شاد...